دینا جون دینا جون، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
دانیالدانیال، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

دینا و دانیال غنچه های مامان و بابا

این روزها

بالاخره بعد از کلی تاخیر اومدم راستش خیلی اوضاع مساعدی ندارم و نشستن پای لپ تاب  واقعا برام سخت شده و خستم می کنه ولی گفتم بیام  و چند تا عکس از دختر گلم بزارم.تو روزای گذشته کارای عیدمونو انجام دادیم و خونه رو برای اومدن نی نی آماده کردیم با این که سخت بود ولی تموم شدامروز که می نویسم اگه دانیال کوچولو پسر خوبی باشه و عجله نکنه به امید خدا ۷۰ روز دیگه باید به دنیا بیادما که خیلی مشتاق دیدنش هستیم اینم عکسای دینا خانم از نقاشیت بگم که حسابی پیشرفت کرده اینم یه نمونه اش که به مامان سهیلا هدیه دادیش در حال رفتن به مدرسه روزی که ورزش داری دینا در دنیای بازی ...
10 دی 1393

انتخاب اسم نی نی

روز 23 مهر رفتم برای سونوی غربالگری سه ماهه دوم خدا رو شکر همه چی خوب بودو دکتر گفت که نی نی 100 درصد پسره.من از قبل از اینکه نی نی دار بشم دوست داشتم اگه پسر دار شدم اسمشو بزارم دانیال به رضا گفتم اونم دوست داشت ولی می گفت بیشتر بگردیم .یه مقدار دنبال اسم گشتیم ولی آخر به این نتیجه رسیدیم که همون دانیال مناسب تره.خلاصه اسم پسر کوچولو شد آقا دانیال
2 آبان 1393

رفتن به پیش دبستانی

دینا خانم امسال به پیش دبستانی رفت به یه مدرسه نزدیک خونمون اتفاقا یکی از دوستای مهدش هم توی کلاسشون بود که دینا خیلی خوشحال شد روز جشن دینا هنوز روپوش نداشت و چند روز بعد روپوشش آماده شد ...
2 آبان 1393

تولد 5 سالگی

روز 9 شهریور تولد دینا بود  و مامان سهیلا و بابایی و دایی ها اومدن خونمون و برای دینا تولد گرفتیم اما هیچکدوم از اون عکس و فیلم ها که گرفتیم و نداریم چون چند روز بعدش لپ تاب بابا رضا رو دزد برد و همه عکسا رو هم با خودش بردفقط یه عکس از اون شب هست که مامان سهیلا با موبایلش گرفته بود روز 15 شهریور هم توی مهدتون برات تولد گرفتیم با دوستات .محمد علی و ترمه هم اومدن   ...
2 آبان 1393

اولین سونوگرافی نی نی

روز 11 مرداد برای اولین بار رفتیم سونو گرافی و نی نی رو دیدیم اندازش 16 میلیمتر بود و قلبشم 160 بار در دقیقه می زد اون روز نی نی 8 هفتش بود.خدا رو شکر تو این مدت دینا قبول کرده که ممکنه نی نی پسر باشه و میگه اگه داداش هم بشه دوسش دارم. اینم عکس نی نی ...
28 مرداد 1393

یه خبر خوب

روز 17 تیر یه اتفاق خوب برای خانواده ما افتاد ما فهمیدیم که خدا می خواد یه هدیه کوچولوی دیگه بهمون بده و دینا خانم هم می خواد خواهر بزرگ و مهربونش بشه.ما خیلی خوشحالیم و از خدا می خوایم که صحیح و سالم به دنیا بیاد.دینا همش میگه دوست دارم نی نیمون دختر باشه و خواهر داشته باشم نمی دونیم اگه نی نی پسر شد چه جوری راضیش کنیم   ...
27 تير 1393

تیر ماه

روز قبل از ماه رمضون رفتیم پیک نیک با همکارای بابارضا و خانوادشون دینا داشت کمک باباش می کرد و جوجه درست می کرد دینا خانم از اول تابستون میره کلاس ژیمناستیک تولد ترمه خانم رفتیم لواسون افطاری و تولد گرفتیم چند روز رفتیم فشم پیش مامان سهیلا و خیلی خوش گذشت ...
27 تير 1393